علمی

علم را به خانه خود بیاورید

پنج‌شنبه 3 اردیبهشت 1394 ساعت 13:44


 

خواص درمانی دارچین

 

 

دارچین، به جز درمان اختلال های گوارشی، خاصیت آرامش بخشی دارد. دارچین قند و کلسترول خون را کنترل می کند و از آن برای درمان سوء هاضمه، درد و نفخ معده و اسهال استفاده می شود.

متخصصان به این نتیجه رسیده اند که دارچین علاوه بر آن که دیابت را کنترل می کند، بر کلسترول خوب و LDL هم اثر می گذارد. افرادی که آلرژی دارند نباید از مصرف دارچین در غذاهای خود پرهیز کنند زیرا موجب تشدید آلرژی نمی شود.

 

اثرهای مضر مصرف زیاد دارچین، عبارت است از، التهاب یا ورم کردن پوست، زخم ها و ترک های گوشه دهان و سوزش معده. دارچین، از لخته شدن خون جلوگیری می کند اما زیادی آن در خون باعث بروز مشکل های خونی و گردش خون می شود به ویژه اگر با داروهایی مانند آسپرین که باعث رقیق شدن خون می شود مصرف شود مشکل را ۲ برابر می کند.

 

دارچین، رمز جوانی است، مصرف روزانه آن انسان را سلامت و جوان نگه می دارد و بهترین دارو برای دردهای عضلانی است و به عنوان تب بر استفاده می شود.دارچین خاصیت عجیب دیگری دارد که آن هم قوی کردن مصونیت بدن در مقابل امراض است. اگر حس می کنید ضعیف شده اید و ممکن است مریض شوید، چای دارچین را فراموش نکنید. حتی اگر سرما خورده اید یا ضعف شدید دارید چای دارچین بهترین دارو است.

پنج‌شنبه 3 اردیبهشت 1394 ساعت 13:40

خواص هندوانه

نویسنده: محمدامین سراجیه

* بفرمابید هندوانه…



هندوانه میوه ای است شیرین و آبدار که نه تنها باعث رفع تشنگی در هوای گرم تابستان می شود بلکه اثرات بسیار مفید دیگری هم دارد.



هندوانه از میوه‌های مورد علاقه مردم شبه‌قاره هند و پاکستان در فصل تابستان است و مردم پاکستان در فصل گرما شیوه جالبی برای استفاده از این میوه تابستانی دارند.



چنان که از ریشه این کلمه برمی‌آید اصل این میوه از هندوستان بوده ‌است. گونه کاملتر نام آن «خربزه هندوانه» بوده‌است.



ریشه کلمه هندوانه از کلمه «وانا» که معنی هندوانه در زبان هندی است گرفته شده ‌است و در قدیم به آن «هندووانا» گفته می‌شد اما بعدها در زبان فارسی تغییر کرده و تبدیل به هندوانه شد.



در زبان اردو و هندی به این میوه «تربوز» گفته می‌شود که هم اکنون در برخی نقاط افغانستان و همچنین تاجیکستان نیز به هندوانه تربوز گفته می‌شود.



کاشت هندوانه از هند به ایران، عربستان و آندلس و سایر نقاط دنیا به ویژه کشورهای اروپایی راه یافت.



هندوانه‌هایی که در هند و پاکستان به عمل می‌آید بیشتر گرد و به رنگ سبز تیره می‌باشد. پزشکان برای جبران کمبود آب بدن و رهایی از گرمازدگی خوردن این میوه را توصیه می‌کنند.



برخی از آنان معتقدند استفاده از این میوه حتی می‌تواند مرگ و میر در فصل گرما را کاهش دهد .



از طرفی طبق فرهنگ مردم، زیاده‌روی در خوردن یک میوه پر‌خوری به حساب می‌‌آید بنابراین بیشتر میوه‌ها مانند هندوانه به صورت قاچی خرید و فروش می‌شود که این شیوه هم به نفع مردم است و هم به نفع فروشنده.



چون هندوانه با نمک و فلفل سیاه میل می‌شود امکان ندارد هندوانه‌ای به خاطر اینکه طعم خوبی ندارد خورده نشود.



از طرفی خریدن قاچ هندوانه ارزان‌تر تمام می‌شود و در عوض فروشنده نیز می‌تواند یک هندوانه را بدون در نظر گرفتن وزن آن به چند نفر بفروشد.



فروشندگان هندوانه در پاکستان به شیوه‌های مختلفی هندوانه را قاچ می‌کنند تا بتوانند مشتری بیشتری به دست آورند.

بیش از پنجاه نوع هندوانه وجود دارد که “هندوانه‏ ی زرد” یکی از آن ها است. این هندوانه در ایران بیشتر به نام “هندوانه آناناسی” معروف است



هندوانه از لحاظ ویتامین های گروه B نیز که برای تولید انرژی لازم هستند، غنی است و منبع خوبی از ویتامین هایB1، B6،B5 ، و منیزیوم، پتاسیم و فیبر غذایی است. هندوانه منبعی غنی از ویتامین ث و آ است. پس می توان گفت که دارای ارزش غذایی بالایی است.



هندوانه دارای آب فراوان و انرژی کمی است در نتیجه نسبت به سایر میوه ها ، مواد مغذی بیشتری در هر کالری دارد که نشان دهنده اثرات مفید آن در بهبود سلامتی بدن است.

هندوانه زرد



بیش از پنجاه نوع هندوانه وجود دارد که “هندوانه‏ ی زرد” یکی از آن ها است. این هندوانه در ایران بیشتر به نام “هندوانه آناناسی” معروف است.



هندوانه‏ زرد در تمام فصول سال یافت می ‏شود، اما در تابستان به نقطه‏‏ ی اوج خود می‏ رسد.



در هندوانه ‏های معمولی رنگدانه ای به نام “لیکوپن” وجود دارد که باعث ایجاد رنگ قرمز در آنها می شود و خاصیت آنتی اکسیدانی دارد، ولی هندوانه ی آناناسی، فاقد این رنگدانه است و به همین دلیل زرد رنگ می باشد. لیکوپن مسئول ایجاد رنگ قرمز در گوجه ‏فرنگی و گریپ ‏فروت نیز می‏ باشد.



نکته ای که باید بدانید این است که برای احساس بهتر طعم هندوانه ‏ی زرد بهتر است آن را به صورت خنک و سرد سرو نمایید.



روزهای گرم تابستان را با خوردن هندوانه خنک کنید.

پنج‌شنبه 3 اردیبهشت 1394 ساعت 13:35

نقش علم در زندگی

نقش علم در پیشرفت و توسعه جامعه  
نویسنده :محمدامین سراجیه

اگر به من بگویی، فراموش می کنم. اگر یادم بدهی، به خاطر می آورم و اگر درگیرم کنی، یاد می گیرم. یکی از عوامل موثر در پیشرفت جوامع به ویژه در زمینه آموزش و پرورش، به تحول در محتوای کتب درسی، تغییر روش های تدریس (سنتی)، ایجاد زمینه های شکوفایی توانمندی های علمی و حرفه ای معلمین با استفاده از فن آوری آموزشی، فرهنگ سازی، تقدیس، تقدیر و تشویق مادی و معنوی مقام معلم، علم و علم آموزی و غیره بستگی دارد. 
کشور ما ایران، با سابقه ای تاریخی و درخشان علمی و فرهنگی، منبع الهام و خورشید روشنی بخش سایر ادیان و تمدن ها قرار گرفته است. به گونه ای که در بررسی ریشه های علمی و فرهنگی آنان می توان آثار و تاثیرات این انوار را به وضوح پیدا نمود. لکن متاسفانه در کشور خودمان و به ویژه در طی حداقل دو سده اخیر، علیرغم شعارهای فراوان، تلاش بایسته ای در جهت شناخت، بهره مندی و ارتقای آن انجام نیافته است که نتیجه آن نیز وضعیت فعلی است. این وضعیت، به اذعان قریب به اتفاق همه صاحبنظران علمی، فرهنگی و... حتی سیاسی، شایسته مقام و منزلت ایران امروزی نیست. نکته مهم این است که آیا می توان در قرنی که عصر آگاهی نامیده می شود با روش های دیروزی، نسل امروز را برای فردا آماده نمود؟ 
علم گرایی، عقلانیت، توجه به اصول و گذر منطقی از الگوهای حاکم (پارادایم ها) بسیاری از مشکلات جامعه را حل می کند.  حرکت در مسیر علم و عقل در شکوفایی عوامل مختلف توسعه از قبیل منابع طبیعی، فیزیکی و انسانی نقش بسزایی خواهد داشت. اگر جوانان به سمت جامعه ای عقل گرا و علمی سوق داده شوند آینده کشور بسیار درخشان خواهد بود و در این میان نقش معلمان بسیار برجسته است. می توان از آموزش زبان های خارجی به عنوان یک اصل اساسی در بخش آموزش کشور یاد کرد با آموزش زبان های خارجی می توان به راحتی با جهان خارج ارتباط برقرار کرد که این امر در توسعه و پیشرفت علمی جامعه نقش ممتازی دارد. 
توسعه انسانی رکن اصلی توسعه پایدار است و باید برای ارتقای کیفیت آموزش در کشور تلاش شود. وظیفه آموزش و پرورش در جامعه شناخت و حل نیازهای فکری جوانان است. تعلیم و تزکیه نفس و آموزش فلسفه معانی زندگی به نسل های آینده از مهمترین وظایف معلمان است. در جامعه ای که علم و دانایی، محور توانمندی و توسعه جوامع بشری باشد ارتقای کیفی آموزش و تربیت نسلی پرسشگر و خلاق امری ضروری است. کسری بودجه، ضعف فرهنگ مشارکت، تمرکز شدید، کهنه بودن سبک مدرسه داری، عمیق نبودن تحقیقات، پایین بودن سرانه دانش آموزی، کمبود فضای آموزشی از مهمترین تنگناهای موجود در شیوه آموزشی کنونی است. توسعه کمی و کیفی آموزش، توسعه مشارکت عمومی، ارتقای سلامت و بهسازی منابع انسانی از مهمترین اولویت های کاری آموزش و پرورش می باشد. وظیفه معلمان تربیت افرادی عدالت طلب، دارای استقلال و معتقد به کار گروهی است که به دور از تعصب و پیشداوری باشد. 
حضرت آیت الله خامنه ای تربیت نسلی متدین و آگاه را مهمترین وظیفه جامعه معلمان برشمردند و خاطر نشان کردند: آبادانی کشور - پیشرفت مادی و معنوی جامعه و دستیابی به رتبه اول منطقه ای که در سند چشم انداز 20 ساله پیش بینی شده است در سایه تعمیق ایمان و افزایش انگیزه های دینی جامعه و به ویژه نسل جوان امکان پذیر است که معلمان در این زمینه نقشی اساسی بر عهده دارند.  آموزش و پرورش زمینه ساز رشد فکری و اخلاقی انسان های یک جامعه پویا است. آموزش و پرورش، تنها راه کمال انسان به سوی سعادت و خوشبختی است. اهمیت نقش آموزش و پرورش در تربیت نیروهای متخصص، دانشمند و آشنا به علوم جدید بسیار حائز اهمیت است اگر ما بخواهیم بمانیم و کرامت داشته باشیم و آلت دست دیگران نشویم، هیچ راهی نداریم جز اینکه از علوم تجربی، تکنولوژی و دستاوردهای مثبت تمدن بشری استفاده کنیم یکی از وظایف مهم نظام آموزش و پرورش کشور تربیت انسان های «خودباور» و نه «دارای غرور کاذب» است. باید تربیت کننده انسان هایی باشیم که بدانند ریشه در گذشته دارند، اما در دنیای امروز زندگی می کنند و باید به آینده بیندیشند. 
برای رسیدن به جامعه ای ایده آل، پیشرفته و پویا که در آن انسان ها صاحب حق و حرمت باشند، نیازمند تشکیلات نو، معلمان نواندیش و دانش آموزان نوپرداز هستیم هر چند برای رسیدن به این اهداف، کمبودهایی داریم. شهید مطهری از جمله کسانی بود که درد دین داشت و تلاش می کرد دین را آنگونه بفهمد و بفهماند که در دنیای امروز کارساز باشد. «مرحوم مطهری، دین را آنگونه می دید که اولا عادلانه باشد و ثانیا متناسب با شان انسان آزاد باشد.»
توسعه عمیق و پایدار منوط به وجود زیرساخت های مناسب تعلیم و تربیت در کشور است. فقدان این زیرساخت می تواند موجب بروز چالش ها و بحران های اجتماعی شود. توسعه در جامعه قانونمند تحقق می یابد و چنین جامعه ای، نظام برنامه ای را می پذیرد. برای تربیت نسلی قانونمند و برنامه گرا باید از مدارس شروع کرد و امروز توسعه ملی، نیاز به عناصر موثر در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دارد.
آموزش و پرورش می توان مهمترین اندام و به منزله قلب پیکره جامعه دانست که هرگونه آسیبی به آن، موجب زیان سایر بخش ها می شود. وظیفه آموزش و پرورش تربیت نیروی آگاه، کارآمد و متعهد برای کشور است در حالی که به دلیل نبود سیستمی منطبق با معیارهای کارشناسی در سالیان اخیر این اهداف محقق نشد. آموزش و پرورش می تواند موجب شکوفایی سایر بخش های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شود و این استعداد و توانایی تنها با تقویت آموزش و پرورش ایجاد می شود. با مطالعه در سرنوشت و سیر صعودی کشورهای پیشرفته متوجه نقش مهم آموزش و پرورش در ارتقا و به فعلیت رسیدن استعداد سایر بخش های این کشورها می شویم. براساس مطالعات کارشناسان اقتصادی، شکوفایی اقتصاد و صنعت ژاپن مرهون آموزش و پرورش این کشور بوده و خود آنها هم به این مساله اذعان دارند. آموزش و پرورش کشور دچار روزمرگی شده و روحیه تولید علم و اختراع و پیشرفت و کسب آگاهی در آن از بین رفته است. 
با توجه به تفاوت های دو جهان دیروز و امروز، از «فناوری» به عنوان فرزند «علم» باید نام برد. انسان امروز به خود حق داده است که در هر چه که در دسترس اوست تصرف کند. انسان امروز علاوه بر تصرف در طبیعت حتی به خود حق می دهد برای دستیابی به خواست ها و تمایلات نفسانی خود، در سرنوشت انسان های دیگر نیز تصرف کند و ما این تصرف را در چهره کریه استثمار انسان از انسان و در عرصه استعمار کشور ها و انسان ها شاهد بوده ایم. همچنین با وجود برخی نظریه های افراطی در دنیای قدیم که سعادت انسان را در گرو ترک دنیا و پرهیز از زندگی در جمع و انزواطلبی قلمداد می کرد، با تاکید بر استفاده درست از مظاهر زندگی مادی می توان به فرموده امام علی(ع) اشاره کرد: انسان باید برای دنیا آنگونه کار کند که گویی برای همیشه در این دنیا زنده است و از سویی برای آخرت باید به گونه ای کار کند که گویی لحظه ای دیگر ازدنیا می رود. استفاده از مزایای دنیا با غرق شدن در مظاهر مادی دنیا متفاوت است. 
اندیشمندان جهان به این نتیجه رسیده اند که اگر جامعه ای می خواهد به سمت توسعه پایدار اقتصادی برود و شرایط ایده آلی داشته باشد باید از نظر فرهنگی و علمی به رشد و بالندگی برسد. سوق دادن دانش پژوهان و دانشجویان به سوی فرهیختگی و بستن راه های نفوذ فرهنگ های بیگانه بر عهده معلمین است. 
شاید در همه موضوعات زندگی کشور عنوانی به بزرگی، عظمت و سهمگینی آموزش و پرورش نباشد. آموزش و پرورش یعنی دو عامل انسان سازی. اگر هستی با همه عظمتش به خاطر حضور انسان بنا شده و اگر انسان آمده که به کمال برسد و اگر آموزش و پرورش راه کمال است، یعنی بزرگترین بستری که آفرینش را به هدفش می رساند، آموزش و پرورش است، طرح این سوال که «آموزش چه چیز و پرورش چه کسی» می توان گفت: در زمینه علم و آگاهی، بحث درباره ماهیت معرفت از قدیمی ترین ایام رسم بوده و امروز نیز از معرکه آمیزترین مباحث است. در حکمت معنوی شرقی، به خصوص در ایران، برگرفته از فیلسوفان بزرگ عالم است علم عبارت است از کاشفیت واقعیت; مفهوم این حرف این است که واقعیتی سوای انسان در این دنیا وجود دارد که مساوی با ماده نیست اگر بخواهیم بمانیم و کرامت داشته باشیم، راهی جز دستیابی به علوم تجربی و تکنولوژی نداریم و آموزش و پرورش باید برای دستیابی قدرت، علم و تکنولوژی، انسان ها را تربیت کند. آموزش و پرورش باید ایجاد سازگاری بین زندگی مادی و معنوی را جا بیندازد آموزش و پرورش باید نیروهایی معنوی و اخلاقی و انسان هایی را که دردنیای امروز زندگی می کنند، تربیت کند که متناسب با جامعه مدنی باشند و برای این کار باید انسانی تربیت شود که گرایش های معنوی در او قوی تر از گرایش های نفسانی باشدو عقل او بر هوسش غلبه کند پس باید انسان خودباور تربیت کنیم نه دارای غرور. 
امروزه، با واقعیتی به نام جهانی شدن مواجهیم. جهانی شدن به معنای گسترش ارتباطات میان انسان ها و افزایش تاثیر متقابل اقوام، ملت ها و کشورها بر یکدیگر است. به گونه ای که کمتر اتفاقی در گوشه ای از عالم رخ می دهد که مردم دیگر سرزمین ها از آن بی خبر بمانند و حیات اجتماعی آنان از این اتفاق تاثیر نپذیرد. پیدایش ابزارهای ارتباطی صوتی و تصویری و متنی مانند تلفن های ثابت و سیار، رادیو، تلویزیون، ماهواره، اینترنت از یک طرف و وسایل نقلیه جدید مانند اتومبیل، قطار و هواپیما از طرف دیگر، ارتباط میان انسان ها را در نقاط مختلف کره زمین چنان توسعه داده است که گویی مانند مردم یک دهکده باهم آشنایند. از همین جاست که مفهوم «دهکده جهانی» شکل گرفته است. 
این یک واقعیت اجتماعی است که رخ داده است و اکنون ما در چنین جهانی زندگی می کنیم. با پدیدار شدن این واقعیت، قدرت های بزرگ و سلطه گر برنامه ریزی کرده اند که فرهنگ، اندیشه و آن شیوه زندگی را که خود می پسندند، جهانی کرده و بر سایر مردم تحمیل کنند. این طرح و برنامه ریزی را جهانی شدن می نامند. برای رسیدن به این منظور، از امکانات بسیار پیچیده  آشکار و پنهان کمک می گیرند. شبکه های بزرگ تلویزیونی و رادیویی، ماهواره ها، شبکه های بسیار زیاد اینترنتی، فیلم های سینمایی، کتاب ها و نشریات، سازمان های گسترده اطلاعاتی و جاسوسی ابزار گسترش فرهنگ قدرت های بزرگ وبه خصوص آمریکا هستند. پشتوانه این ابزار، قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی آمریکاست که با ایجاد رعب و وحشت یا وابستگی و تسلیم طلبی یا طمع، زمینه را برای توسعه فرهنگ، اخلاق و آداب و رسوم آمریکایی آماده می کنند. برای نمونه، آمریکا پس از این که افغانستان و عراق را تصرف کرد، ده ها شبکه تلویزیونی به راه انداخت تا فرهنگ و اخلاق خود را بر مردم مسلمان این دو کشور تحمیل کند. آنچه در اینجا حائز اهمیت و نیازمند روشن بینی است، این است که بدانیم با توجه به قدرت گسترده و پیچیده ارتباطات، شیوه های مدرن تبلیغ، مهمترین ابزار، یکسان سازی فرهنگی است. آنها از یک طرف به شکلی بسیار غیرمستقیم و از زبان ملت ها شکاف میان نسل ها را چنان بزرگ می کنند که نسل جدید احساس کند دیگر نمی تواند با فرهنگ خود ارتباط برقرار سازد و از طرف دیگر، عناصر فرهنگ خودی مانند نوع پوشش، سبک معماری، نوع غذا، شیوه های معاشرت و حتی ایده آل ها و آرمان های زندگی و به طور کلی شیوه زندگی خود را در زیباترین قالب های ممکن تبلیغی عرضه می کنند تا علاوه بر جلب نظر ملت ها، اندیشه آنها را دنباله رو خود سازند. در اینجاست که ذکاوت و زیرکی ملت  ما، به خصوص نسل جوان، باید به کمک ما بیایند تا به جای پیوستن به جهانی سازی تحمیلی، با تکیه بر کرامت و عزت خود و با اعتماد به قدرت ابتکار و خلاقیت و پیشه کردن بردباری و صبر، فرهنگ خود را تعالی بخشیم و در این رقابت جدی و سخت، موفق باشیم. 
حال که جهانی شدن ارتباطات و تبدیل جهان به یک دهکده، این فرصت را ایجاد کرده است که افکار  و عقاید در میدان جهانی به رقابت برخیزند، کدام عقیده و کدام روش زندگی لیاقت دارد به طور طبیعی مورد پذیرش ملت های مختلف قرار گیرد؟ 
چنین به نظر می رسد که عقیده ای با شاخص های زیر می تواند جهانی شود: 
1- با فطرت انسان و ویژگی های فطری او سازگار باشد.
2- مبتنی بر عقلانیت و قابل دفاع عقلی باشد. 
3- توانایی پاسخگویی به نیازهای اصلی دنیای امروز مانند عدالت اجتماعی را دارا باشد. 
4- آداب و رسوم، فرهنگ و عقاید معنوی جوامع مختلف را محترم شمارد. 
5- بنیان گذار و مبلغ آن رهبری با افکار جهان شمول باشد. 
با تاملی در عقاید اسلامی، چنین به نظر می رسد که جهانی شدن فرصت مناسبی برای جهانی سازی اندیشه اسلامی با استفاده از تبلیغات سازنده و مثبت به وجود خواهد آورد.


پنج‌شنبه 3 اردیبهشت 1394 ساعت 13:27

محمدامین سراجیه

مقدمه

کره ماه که تنها قمر طبیعی زمین است، که پوشیده از سنگ بوده و قطرش یک چهارم قطر زمین می‌باشد. ماه ، نوری از خود ندارد اما نور خورشید را منعکس کرده و قابل رویت می‌شود. کره ماه پوشیده از غبار بوده ، آب و حیات در آن یافت نمی‌شوند. بخاطر جاذبه بسیار ضعیفش نمی‌تواند ذرات گاز را نگه دارد و بنابراین فاقد جو است. در سطح ماه هزاران گودال شهاب سنگی وجود دارند که گدازه آتشفشانی در بعضی از این گودالهای بزرگ تراوش کرده و باعث تشکیل دریا (ماریا) در سطح ماه شده است. 



تصویر




چنین به نظر می رسد که ماه پیش از تشکیل ، پوسته‌اش حالتی مذاب داشته است. سن قدیمیترین سنگی که از ماه به زمین آورده شده نشان می‌دهد که این پوسته حدود 4.48 میلیارد سال پیش تشکیل شده است. طی 500 میلیون سال بعد از تشکیل پوسته ، بمباران شدید شهاب سنگها باعث شکستگی ، تغییر شکل و ذوب مجدد پوسته شد. ضربات ناشی از دو شهاب سنگ عظیم اخیر باعث تشکیل دو حوزه (دریا) ارینتال وایمبریوم شده اند. جو جاذبه سطحی ماه بقدری ضعیف است که نمی‌تواند مانع از فرار ذرات گاز به فضا شود. در نتیجه ، جرم کل جو کره ماه به اندازه جرم هوای درون یک استادیوم بسکتبال است. 



فاصله متوسط از زمین384500 کیلومتر
قطر استوا3476 کیلومتر
مدت حرکت وضعی27.32 روز زمینی
مدت حرکت انتقالی27.32 روز زمینی
سرعت مداری1.02 کیلومتر در ثانیه
دمای سطحی155- تا 105 درجه سانتیگراد
جرم (زمین = 1)0.01
چگالی متوسط (آب = 1)3.34
جاذبه (زمین = 1)0.16
تعداد قمر0








اندازه کره ماه در مقایسه با سایر اقمار منظومه شمسی متوسط است. بزرگترین قمر ، متعلق بهمشتری است که گانیمید نام داشته و قطرش 5262 کیلومتر است ، در حالیکه قطر ماه 3476 کیلومتر می‌باشد. از اقمار متعدد کوچکتر ، می‌توان از کردلیا ، قمر اورانوس ، نام برد که فقط 30 کیلومتر قطر دارد. 



img/daneshnameh_up/a/a6/Sakhtaremah.jpg




شکل گیری ماه

ماه و زمین بطور همزمان و حدود 4.5 میلیارد سال پیش شکل گرفتند. اینکه ماه دقیقا چگونه بوجود آمده هنوز معلوم نشده است. ممکن است همراه با زمین در اوایل شکل گیری منظومه شمسی شکل گرفته باشد، یا اینکه بعدها جذب میدان جاذبه شده و در مدار قرار گرفته است. نظریه‌ای که بیش از سایر نظریه‌ها پذیرفته شده این است که ماه از برخورد یک سیارک به اندازهمریخ به زمین بوجود آمده است.

اثرات متقابل جاذبه‌های زمین و ماه بر همدیگر باعث افزایش مدت حرکت وضعی هر دو جسم شده است. بعنوان مثال ، زمانی مدت حرکت وضعی زمین (طول شبانه روز) فقط 10 ساعت بود، اما این زمان به 24 ساعت کنونی افزایش یافته است. اگر این روند همچنان ادامه پیدا کند، طول ماهها به 47 روز خواهد رسید. اما مقیاس زمانی این روند بسیار طولانیتر از طول عمر خورشید بوده ، بنابر این منظومه شمسی عمر کافی برای رسیدن به آن زمان را نخواهد داشت. قطر خورشید 400 برابر قطر ماه و فاصله آن از زمین نیز 400 برابر فاصله ماه از زمین است. این اتفاق تصادفی باعث می‌شود تا هم ماه و هم خورشید به یک اندازه به نظر رسیده و در هنگام کسوف تمام سطح خورشید گرفته شود. 



img/daneshnameh_up/f/f2/Sheklgirimah.jpg




چرا ماه به روی زمین سقوط نمی‌کند؟

زمین با نیروی گرانش ماه را به سوی خود می‌کشد. اگر انسان ماه را که در حقیقت بی وقفه به دور سیاره ما می‌چرخد، از گردش باز می‌داشت، ماه فقط برای مدت کوتاهی ثابت می‌ایستاد، آنگاه با سرعتی فزاینده به سمت زمین می‌شتافت و در نهایت با آن برخورد می‌کرد. البته این عمل میسر نیست. ماه از هماه زمانهای اولیه با سرعتی برابر 3659 کیلومتر در ساعت به دور زمین در حال گردش بوده است. در اثر این حرکت گردشی ، یک نیروی گریز از مرکز به سمت خارج ایجاد می‌شود، که درست به اندازه نیروی گرانش زمین که به سمت داخل کشش دارد، است. این دو نیروی مخالف ، اثر یکدیگر را بطور متقابل خنثی می‌کنند، به نحوی که ماه هموراه بر مدار خود باقی می‌ماند. 

گودالها و دریاها

بیش از 3.5 میلیارد سال پیش ، سطح ماه به شدت توسط شهاب سنگها بمباران شد و گودالهای زیادی در سطح آن بوجود آمدند. وسعت بعضی از این گودالها به 300 کیلومتر (185 مایل) می‌رسد که توسط دیواره‌هایی از کوههای سنگی که بر اثر برخورد شهاب سنگها بوجود آمده اند، محصور شده اند. بعضی از گودالها ، دیوارهای تراس دار یا حلقه‌های کوهستانی هم مرکز داشته و در اکثر آنها قله‌هایی نیز وجود دارند. گودالهایی که رگه‌های بزرگ و درخشان توف نام دارند، بسیار تماشایی هستند. تعدادی از گودالهای بزرگتر از گذاره آتشفشانی پر شده و درباهایی در سطح ماه بوجود آورده‌اند. 



img/daneshnameh_up/e/ef/Godalkoohestan.jpg
گودال کوهستان
این گودال رگه دار که 84 کیلومتر (52 مایل)
قطر داشته و در جنوب غربی نیمه نزدیک ماه
قرار دارد ، "تیکو" نامیده می شود . تیکو دارای
دیوارهای بلند تراس دار و قله‌های مرکزی است.




هلال و بدر چگونه تشلیل می‌شود؟ 
خورشید خود می درخشد، ماه را از این رو می‌بینیم که خورشید به آن می‌تابد. اگر آن روی ماه که به سوی ماست، بطور کامل مورد تابش خورشید قرار گیرد، ما ماه را بصورت قرص کامل و به عبارت دیگر در حالت بدر مشاهده می‌کنیم. اگر نور خورشید فقط قسمتی از آن روی ماه را که بسوی ماست در بر گیرد، ما ماه را بر حسب میزان تابش نور بصورت هلال باریک نوری ، نیم قرص و یا به صورت یک گلوله تقریبا گرد نورانی می‌بینیم. این پدیده‌های نوری را فازها یا صورتهای مختلف ماه می‌نامند.

هنگامی که ماه در جهت تابش خورشید قرار گیرد، دیده نمی‌شود، زیرا در تابش شدید خورشید محو می‌گردد و علاوه بر این ، آن روی ماه که بسوی ماست مورد تابش واقع نمی‌گردد. این وضعیت را ماه نومی‌نامیم. اکنون ماه بر روی مدار خود به حرکت ادامه می‌دهد و پس از چند روز به طور محسوسی در سمت چپ و یا در شرق خورشید واقع می‌شود. در این وضعیت قسمت کوچکی از نیمه رو به زمین ماه ، تحت تابش نور خورشید قرار می‌گیرد. در این دوران ماه را در اوایل شب بصورت داس باریکی که البته روز به روز بر قطر هلال آن افزوده می‌شود، مشاهده می‌کنیم، زیرا در این وضع ماه بعد از خورشید غروب می‌کند.

تقریبا یک هفته پس از ماه نو ، از دید ناظر زمینی ، ماه دقیقا از پهلو مورد تابش نور خورشید واقع می‌شود. در این حالت انسان نیمی از ماه را تاریک و نیم دیگر را روشن می‌یابد؛ این وضعیت نیم ماه افزاینده یا ربع اول نامیده می‌شود. دوباره یک هفته بعد ، ماه از دید این ناظر ، دقیقا در مقابل خورشید قرار می‌گیرد. در این حالت ماه به صورت قرص کامل نورانی می‌شود ، که به آن بدر (یا در اصطلاح عامیانه ماه شب چهاردهم) می‌گویند.

از این حالت به بعد از قطر قسمت نورانی ماه کاسته می‌شود. تقریبا هفت روز پس از بدر ، دوباره نیم ماه دوم یا ربع آّخر حادث می‌شود. ماه در این حالت از دید ناظر زمینی اکنون در سمت راست یا در غرب خورشید قرار دارد و به عبارت دیگر قبل از طلوع خورشید در آسمان صبحگاهی پدیدار می‌شود، تا بالاخره دوباره به وضعیت ماه نو می‌رسد. 

اهله ماه

همیشه 50 درصد سطح ماه در معرض نور خورشید قرار دارد. میزان ناحیه روشن ماه ، به موقعیت ماه نسبت به زمین و خورشید بستگی دارد. اندازه ناحیه قابل رویت ، از کاملا تاریک تا ماه کامل متغیر است. این دوره کامل هشت مرحله دارد که اهله ماه نامیده می‌شوند. چرخه اهله ماه ، هر 29.53 روز کامل می‌شود. 



img/daneshnameh_up/7/76/Kosoof.jpg




خسوف و کسوف

گرفتگی زمانی رخ می‌دهد که یک جرم آسمانی بطور موقت در مسیر نور یک جرم آسمانیدیگر قرار گیرد. در طول سال ، 2 یا 3 خسوف (ماه گرفتگی) رخ می‌دهند، آن هم وقتی که زمین بین ماه کامل و خورشید قرار گرفته و بر سطح ماه سایه افکند. یک یا دو کسوف(خورشید گرفتگی) نیز در طول سال رخ می‌دهند. کسوف بر اثر قرار گرفتن ماه بین زمین و خورشید به زمین بوجود می‌آید. هنگام کسوف ، حدود 161 کیلومتر (100 مایل) از زمین در تاریکی قرار می‌گیرد. نقش سایه خورشید گرفتگی فقط زمانی قابل رویت است که سایه ماه روی مکانی که بیننده در آن قرار دارد بیفتد. ماه گرفتگی در هر قسمتی از زمین که روبروی ماه قرار گرفته باشد قابل رویت است. 
پنج‌شنبه 3 اردیبهشت 1394 ساعت 13:18

سلام به این وبلاگ خوش آمدید
نظرات خود را بیان کنید
و
اگر چیزی خواستید که در وبلاگ بزارم
فقط کافی است به قسمت نظرات رفته و آن را بیان کنید

1 2 3 4 5 ... 8 >>